تبليغاتX
هو الاول و الاخر والظاهر و الباطن
 

یخ می زنه ... 

 

یخ می زنه تا در میاد از ته شب صدامون

سرما زده س مثل شبا صدای بینوامون

 

خسته شدم ، خدا کجاس برم ازش بپرسم

چرا اجابت نمی شه نفرینمون دعامون

 

افق یه بغض مبهمه ، آینه یه عکس ماته

تو مه منتشر گمه همیشه رد پامون

 

مثل عبا شب سیا رو کتف شهر مرده س

میخوان بیان چیکار کنن ستاره ها برامون

 

ببین دارن داد می زنن مترسکای خسته

رنگی نداره واسه ی پرنده ها حنامون

 

باور من اینو میگه خدا همیشه اینجاس

جاریه توی تنمون تو دل بی پنامون

 

روح تموم لحظه هاس ، عشقه ، غمه ، تمناس

هوامونو داره ، میاد هرجا بریم باهامون

 

بهتره آروم بگیریم تا روز آشنایی

می بره آخرش خدا به دشت کربلامون

 

مریمه اونکه می دونه یوسف کیه چیکاره س

وای اگه بازم بکنه علاف و مفتلامون

 

بالاخره تموم میشه ، نمایشه ، نترسین

عیسی میاد که باشه تا همیشه پادشامون...

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت توسط |