یخ می زنه ...
یخ می زنه تا در میاد از ته شب صدامون
سرما زده س مثل شبا صدای بینوامون
خسته شدم ، خدا کجاس برم ازش بپرسم
چرا اجابت نمی شه نفرینمون دعامون
افق یه بغض مبهمه ، آینه یه عکس ماته
تو مه منتشر گمه همیشه رد پامون
مثل عبا شب سیا رو کتف شهر مرده س
میخوان بیان چیکار کنن ستاره ها برامون
ببین دارن داد می زنن مترسکای خسته
رنگی نداره واسه ی پرنده ها حنامون
باور من اینو میگه خدا همیشه اینجاس
جاریه توی تنمون تو دل بی پنامون
روح تموم لحظه هاس ، عشقه ، غمه ، تمناس
هوامونو داره ، میاد هرجا بریم باهامون
بهتره آروم بگیریم تا روز آشنایی
می بره آخرش خدا به دشت کربلامون
مریمه اونکه می دونه یوسف کیه چیکاره س
وای اگه بازم بکنه علاف و مفتلامون
بالاخره تموم میشه ، نمایشه ، نترسین
عیسی میاد که باشه تا همیشه پادشامون...