از ننگ خود به نام تو لب تر نکرده ایم
هر چند غیر نام تو از بر نکرده ایم
از پا فتادگان غمت را بگو که ما
جز سایه فکر بستر دیگر نکرده ایم
چون با رخ تو آینه را هست نسبتی
در حضرتش به یاد تو سر بر نکرده ایم
هر چند درس مظهر و ظاهر نخوانده ایم
شکر خدا پرستش مظهر نکرده ایم
ور مظهر است حـُسن تو، گو باش. زانکه ما
انکار بت پرستی کافر نکرده ایم
مشق ِ صفاست پیشه ما همچو آینه
خاطر ز رنگ خلق مکدّر نکرده ایم
گفتند روی دل به زلیخا نداشته است
یوسف گواه باش که باور نکرده ایم
امشب دلم قصد ِ فراتر رفتن از هفت آسمان دارد
خون در رگان ِ خسته ام بوی بهار و ارغوان دارد
از بند بند ِ من جنون پر می گشاید، خون تقدیر است
این شعله های ارغوانی کز دلم آهنگ جان دارد
ایمن شدم از درد و زخم و مرگ و ماتم با نگاه تو
در سایه خورشید، خاک از آسمان خط امان دارد
جان و جهان ِ من تویی ای کفر و دین و مهر و کین من
عاشق چه کار ِ مهر و کین و کفر و دین ِ دیگران دارد؟
آری اگر باران تو باشی، برکه دریا می تواند شد
آئینه هم وقتی تو را می بیند امواج گران دارد
ای از گریبانت به گستاخی خدایان سر بر آورده
یک تن چه سان گنجایش ِ این رستخیز ِ جاودان دارد؟
آئینه ام، بشکن مرا ای لحظه دیدار ماه و مهر
آئینه ات گر بشکند در آستین صد کهکشان دارد
آن شب که دریا و نسیم و باد و باران سجده ات کردند
در یافتم کز نو خدا آهنگ ایجاد جهان دارد
هزار آینه در گردش دل شکفته در آوارم
هزار جاده سرگردان دو پای مانده ز رفتارم
مرا نمانده در این سامان سری که بـَر شود از دامان
به کنج خانه چو بدنامان نشسته در پس ِ دیوارم
دلا! نه تاب کسان داری نه ذوق همنفسان داری
نه بیمی از عسسان داری که با تو کرد گرفتارم
چو موج رو به گریز از خود نه وا شدم نه گره بستم
نه ساحلی و نه گردابی، سپرده اند به تکرارم
تو می روی و نمی دانی که نا توان تر از آن بودم
که بار این شب سنگین را ز روی دوش تو بردارم
اگه دوباره همون ابر و آسمون باشی
که با زمین تهی دست مهربون باشی
دعات می کنه خاک تموم مزرعه ها
که مثل روز ازل تا ابد جوون باشی
ادای سنگه نه سنگ اینکه آب یخ بزنه
چه انجمادیه این؟ بهتره روون باشی
پس از یه عمر تکاپوی آبشار بلند
می خوای کشاکش کوتاه ناودون باشی
عجب حکایتیه، من می گم تو دریایی
تو هی دلت بزنه پر که بادبون باشی
تو رودخونه ی خون منی، تن تو منم
تو چاره ای نداری غیر از اینکه خون باشی
پس از یه عمر توقف تو ایستگاه بهار
می خوای تا شب نشده اونور خزون باشی؟