تبليغاتX
هو الاول و الاخر والظاهر و الباطن

 

از تو دورم تا تو هستم بی تو حتی با تو هستم

تـو منی دریـا و بی تـردیـد ...من آیـا تو هستم

 

گـاه مـی پـنـــدارم آنـجــا آفــتـابــم زیـر پـایـت

گاه مـی بـیـنـم اینـجـا سایــه ام ...اما تـو هستم

 

گفته ای: من با تو هر جایی که باشی، هر که باشی

پس تو هستی این که در من می دمد گویا تو هستم

 

دیو ِ دیروزم تـو پرهیــز پریــروزم تو بـودی

گرچه امروز از تو دورم بی گمان فردا تو هستم

 

یافـتـم آخــر بـه یـُمــن با تـو بـودن پاســخـم را

پرسشم را گوش کن، یک بار دیگر با تو هستم

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت توسط |

 

ای هستی من ای تپش نبض نیستی

راز کدام رابطه ای رمز چیستی؟

 

عقل جنون!روان سکون!مشت خون بگو

پرواز بی پرنده ی پنهان کیستی؟

 

ای پرسش همیشه من اینجا چه می کنم؟

در زیر بار زندگی و رو به نیستی

 

گردون ز پا نشست و نشان مرا نیافت

من سایه ی خیال تو هستم تو کیستی؟

 

در من شبی به خنده گشودی دهان چو روز

ابری شدی پس آنگه و بر من گریستی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت توسط |

 

با اینکه هر شب بی تو خالی جای آیینه ست

با یـاد تـو در خــاطـرم غـوغــای آیـینه ست

 

بر ســنگفرش آرزوهـایـی که خواهم داشـت

از دور مـی بـیـنـم صـدای پـای آیـیــنـه ست

 

فرسوده تر از من کسـی پیـدا نـخواهــی کرد

در خانـۀ من غـیـبـت ِ کـبــرای آیـیــنــه ست

 

دیـروز ِ مـن مـرگ تـمـنــاهای بی فـرداست

فـردای مـن آفــاق نــاپــیــــدای آیـیـــنـه ست

 

جایـی که من دسـت خـدا را جسـتـجـو کردم

آنـســــوتـر از انـدیــشـــۀ دریای آیـیــنه ست

 

حـتی اگـر بـا مرگ بـرمی گردی ای موعـود

برگـرد و باور کـن که فـردا جای آییــنه ست

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت توسط |