از ننگ خود به نام تو لب تر نکرده ایم
هر چند غیر نام تو از بر نکرده ایم
از پا فتادگان غمت را بگو که ما
جز سایه فکر بستر دیگر نکرده ایم
چون با رخ تو آینه را هست نسبتی
در حضرتش به یاد تو سر بر نکرده ایم
هر چند درس مظهر و ظاهر نخوانده ایم
شکر خدا پرستش مظهر نکرده ایم
ور مظهر است حـُسن تو، گو باش. زانکه ما
انکار بت پرستی کافر نکرده ایم
مشق ِ صفاست پیشه ما همچو آینه
خاطر ز رنگ خلق مکدّر نکرده ایم
گفتند روی دل به زلیخا نداشته است
یوسف گواه باش که باور نکرده ایم